السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

118

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

امام مهدى عليه السّلام تا زمانى كه دو تن از مردمان باقى باشند ، زنده خواهد بود و اين ، تنها با فرض فرزند نهم از نسل امام حسين عليه السّلام بودن ايشان درست خواهد بود . در اين قسمت ، تنها احاديثى را كه در كتب فريقين آمده ، مورد بحث قرار مىدهيم : تحقيقى درباره‌ى حديث ثقلين شكى نيست كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم در حالى به رفيق اعلى پيوست كه « سنت » با تمام تفاصيلش در عهد ايشان تدوين نيافت ، بىآن‌كه تفريطى از ناحيه‌ى آن حضرت صورت گرفته باشد و از طرفى محال است امر رهبرى و هدايت امت ، از جانب آن جناب كه نهايت شفقت و رأفت نسبت به امتش داشت ، مهمل گذارده شده باشد ؛ چگونه حضرت مىتوانست امت را فقط به قرآن ارجاع دهد و حال آن‌كه قرآن كريم مشتمل بر ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و مجمل و مفصّل است ؟ ! و اين علاوه بر وجوه و احتمالاتى است كه در آيات به چشم مىخورد و باعث بازارگرمى صاحبان آراى متفاوت از فرق و مذاهب مختلف اسلامى مىشود . همچنين حضرت مىدانست كه در زمان حيات طيّبه‌اش به وى دروغ بسته‌اند ، چه رسد به بعد از وفات . شاهد اين‌كه دروغ بستن به حضرت مسأله‌اى جدّى بوده است ، حديثى است كه از خود آن حضرت نقل شده و در كتب « درايه » معمولا براى مثال زدن به « متواتر لفظى » ذكر مىشود : هر كس عمدا بر من دروغ بندد ، جايگاهش از آتش آكنده گردد . بنابراين ، هيچ معقول نيست كه نبى مكرم اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، شريعت خود را عرصه‌ى تاخت و تاز به اصطلاح اجتهادات اين و آن قرار دهد ، بدون آن‌كه براى امّت ، مرجعى قرآن‌شناس قرار داده باشد كه تمامى سنّت در نزد او حضور داشته و محفوظ بماند ؛ وجود چنين مرجعى است كه طبيعتا مىتواند از عهده‌ى صيانت دين و استمرار بخشيدن به راه و روش دينى و تطبيق آن بر حيات فردى و اجتماعى انسان ، برآيد . بدين ترتيب اهميت حديث ثقلين مشخص مىشود ، هم‌چنان‌كه ارزش ارجاع دادن مردم به عترت در اين حديث و علت تأكيد بر آن در مناسبات مختلف و دفعات مكرّر - از جمله در روز غدير و آخرين بار در بستر بيمارى - روشن مىگردد . متن حديث - زيد بن أرقم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم چنين روايت مىكند : 2